دیروز دوستی از کتابخانه قدیمی منزل پدرش دیوان شعر شاه نعمت الله ولی را برایم آورده بود . شاه نعمت الله ولی از شعرای معروف متصوفه متولد 22 رجب سال 730 هجری قمری در کرمان و متوفی 834 هجری قمری ست . او سیدی عارف و خود ساخته بوده که نسب او با 19 واسطه به حضرت رسول می رسد.به نظر می رسد حافظ علیه الرحمه به اشعار شاه نعمت الله ولی نظر داشته است .نمونه آن شعر "آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند" از حافظ است که پیش ازو این شعر  از شاه نعمت الله سروده شده : "ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم . صد درد را به گوشه چشمی دوا کنیم" .

شاه نعمت الله ولی شیعه صاحب نفس پاک و سالک وصاحب کرامت بوده است . این  شعر از شاه نعمت الله ولی ست :

خار بی کنگر چه کار آید مرا ؟                   راه بی رهبر چه کار آید مرا؟

گر نباشد مرتضی با من رفیق                 خدمت قنبر چه کار آید مرا

گر نه سر باشد فدای پای او                   درد سر بر سر چه کار آید مرا ؟

خوشتر از مشک است بوی یار من         مشک یا عنبر چه کار آید مرا ؟

خم می دارم مدام از حضرتش               جام یا ساغر چه کار آید مرا ؟

در این پست نمی خواهم درباره سادات شیعه یا عرفان اسلامی و تصوف و ...سخن بگویم . خصوصا با این اداهای تصوف لجنی که این روزها در کشور وسیله عیاشی و هرزگی عده ای از خدا بی خبر هرزه ی نفس پرست شده ...!

مقصودم ازین نوشته باز نگری قصیده "حالات روزگار "  از دیوان 704 صفحه ای این عارف است که غروب جمعه ای به شدت دلمو هوایی کرد ! سال انتشار این کتاب را اول کتاب ننوشته کتاب قدیمی ست در قطع بزرگ و جلد آبی . قیمت پشت جلدش 110 تومان خورده .

"حالات روزگار " ص 22 :

قدرت کردگار می بینم

حالت روزگار می بینم

از نجوم این سخن نمی گویم

بلکه از کردگار می بینم ( این پیشگویی از روی علم ستارگان و نجوم نیست بلکه خبری آسمانی و الهی ست)

در خراسان و مصر و شام و عراق

فتنه و کار زار می بینم (خراسان آنروز ،افغانستان امروز را در بر می گرفته است) (یمن امروز گوشه ای از مصر در آن ایام است) (همچنین فلسطین امروز جزو شامات آنزمان بوده است )

گرد آیینه ی ضمیر جهان

گرد و زنگ و غبار می بینم ( فطرت انسانها غبار آلوده شده و انسانیت فراموش شده!)

قصه ای بس غریب می شنوم

غصه ای بیشمار می بینم

جنگ و اشوب و فتنه و بیداد

از یمین و یسار می بینم (جنگ های زیاد در راست و چپ ایران عراق اغغانستان پاکستان یمن غزه ....)

غارت وقتل و لشکر بسیار

در میان و کنار می بینم

مذهب و دین ضعیف می یابم

مبتدع افتخار می بینم( دین مردم ضعیف و دین های نوظهور و انحرافی مانند وهابیت و بهائیت و فرقه های عرفانی و بودایی و.... زیاد شده )

هریک از حاکمان هفت اقلیم

دیگری را دچار می بینم (جنگ و درگیری میان حاکمان هفت اقلیم که شاید روسیه یا شاید کشورهای همسایه ایران باشد؟)

ترک و تاجیک را به همدیگر

خصمی و گیر و دار می بینم (جنگ ترکمنستان و تاجیکستان )

مکر و تزویر و حیله در هرجا

از صغار و کبار می بینم (کوچک و بزرگ . جوان و پیر گرفتار نیرنگ و حیله شده اند)

حال هندو خراب می یابم (آشوب و بلوا در هند)

جور ترک و تتار می بینم

همدمی و قناعت و گنجی

حالیا اختیار می بینم

گر چه می بینم این همه غمها

شادیئی غمگسار می بینم

غم مخور زانکه من در این تشویش

خرمی وصل یار می بینم

چون زمستان پنجمین بگذشت

ششمین خوش بهار می بینم (ایااشاره به گذشتن 5 قرن و  رسیدن قرن ششم که بهار می شود ندارد ؟. از زمان زندگی این شاعر تا کنون شش قرن گذشته است)

نایب مهدی آشکار شود

بلکه من آشکار می بینم (ایااشاره به امام خمینی نایب حضرت مهدی نیست ؟)

پادشاهی تمام دانایی

سروری با وقار می بینم (ایا اشاره به علم و وقار امام ندارد؟)

هر کجا رو نهد به فضل الله

دشمنش خاکسار می بینم

(آیا منظور پیروزی های متعدد امام در برابر دشمنانش نیست ؟شکست شاه دیکتاتور در برابر امام و شکست منافقین کثیف و صدام جنایتکار در برابر امام و شکست آمریکا در برابر امام انشالله. این جنگ هنوز پایان نیافته . آتش زدن عکس امام در 16 آذر امسال توسط جنبش سبز نشان از ادامه این جنگ دارد.)

بندگان جناب حضرت او

سر به سر تاجدار می بینم (آیا اشاره به معمم بودن مریدان و شاگردان امام ندارد؟)

تا چهل سال ای برادر من

دور آن تاجدار می بینم (تاجدار : اشاره به معمم بودن و سید بودن امام ؟)(آیا اشاره به چهل سال از شروع  مبارزات  امام بر ضد شاه دارد؟ شاید از سال 30+ چهل سال قمری( 38 سال شمسی ) =68  . و یا شاید چهل سال از سال 42 ؟ یا 57 ؟  یا کلا 40 سال مبارزه امام در راه حضرت مهدی؟ )

دور او چون شود تمام به کار

پسرش یادگار می بینم (ایا اشاره به دوران فرزند معنوی امام خمینی یعنی آیت الله خامنه ای نیست ؟)

پادشاه و امام هفت اقلیم

شاه عالی تبار می بینم (عالی تبار : از نسل سادات )(زمان این دوران ذکر نشده و )

بعد ازو خود امام خواهد بود()

که جهان را مدام می بینم

میم و حا میم و دال خواهد بود (اسرار نام حضرت مهدی)

که جهان را مدار می بینم

صورت و سیرتش چو پیغمبر

علم و حلمش شعار می بینم

دین و دنیا شود ازو معمور

خلق ازو بختیار می بینم

ید و بیضا که باد پاینده

باز با ذوالفقار می بینم

مهدی وقت و عیسی دوران

هر دو را شهسوار می بینم (بازگشت حضرت مسیح همراه امام زمان)

گلشن شرع را همی بویم

گل دین را به بار می بینم (دینداری مردم جهان )

این جهان را چو مصر می نگرم

عدل او را حصار می بینم (عدل او تمام جهان را فرا می گیرد)

عاصیان از امام معصومم

خجل و شرمسار می بینم ( شرمندگی گناهکاران در برابر گل روی حضرت صاحب)

بر کف دست ساقی وحدت

باده خوشگوار می بینم (ندای توحید و یکتا پرستی و  دلدادگی و سرمستی )

تیغ آهن دلان زنگ زده

کند و بی اعتبار می بینم (بی اثر شدن فتنه گری ها و بی اعتبار بودن بدها نزد مردم  )

گرگ با میش و شیر با آهو

در چرا برقرار می بینم (صلح فراگیر در جهان)

گنج کسری و نقد اسکندر

همه بر روی کار می بینم (وفور نعمت های زمینی و طولانی شدن عمر بشر)

ترک عیار مست می نگرم

خصم او بر کنار می بینم

نعمت الله نشسته بر کنجی

ز همه بر کنار می بینم (اشاره به اینکه شاه نعمت لله ولی آن زمان در این دنیا نیست)